تفسير القرآن الحكيم (تفسير المنار) لمحمد رشيد رضا؛ طبعاته-مصادره-ملامحه-الدراسات حوله

موقع تفسير

Administrator
طاقم الإدارة
إنضم
17/03/2003
المشاركات
2,942
مستوى التفاعل
46
النقاط
48
الإقامة
.

يُعَدّ (تفسير القرآن الحكيم) أو (تفسير المنار) لمحمد رشيد رضا (ت: 1354هـ) من التفاسير المؤلّفة في القرن الرابع عشر الهجري، وهذا التقرير يُعرِّف بالكتاب من خلال بيان طبعاته، ومصادره وملامحه التفسيرية، وتصنيفه الذي ينتمي إليه ضمن خارطة تصنيف مؤلَّفات التفسير، كما يستعرض الدراسات والجهود حوله.

يمكنكم قراءة التقرير كاملًا عبر الرابط التالي:
tafsiroqs.com/article?article_id=4131
 
أستاذي الفاضل :-
كنت فقط آمل لو أنكم وضعتم ملخصا كافيا بالعناصر التي أثبتموها في عنوان التقرير, فقد طمعت أن أستفيد من تعريفكم الاصطلاحي للفظ " الملمح" , لحاجتي المساسة إليه في رسالتي الجامعية ..ولعلكم تتفضلون بإفادتي بهذا الطلب مشكورين مأجورين " تعريف الملمح في اصطلاح علوم القرآن مع ارشادي إلى المصدر الذي يمكنني الرجوع إليه" ..وجزاكم الله خيرا ونفع بكم..
 
سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد. من یک کرد اهل ایران هستم. قبلاً سنی بودم، اما اکنون نه شیعه هستم و نه سنی، نه صوفی و نه سلفی. از نظر فکری، من با جریان «قرآن‌محور» (قرآن‌گرایان) موافقم. تأکید می‌کنم که هیچ سخنی - از جمله سخن «ابوفاطمه» - را نمی‌پذیرم، مگر اینکه منبع معتبری از قرآن کریم یا نوشته‌های محمد عبده آن را تأیید کند. این جریان، جریانی «قرآن‌محور» با رویکرد استدلالی تطبیقی و مستقل در کلام و فقه است. این جریان از سنت‌های معتزلی، اشعری و اثری بهره می‌برد، بدون اینکه به هیچ یک از آنها پایبند باشد. این جریان در ایران فعال است و برجسته‌ترین چهره‌های آن عبارتند از هادی نجم‌آبادی، شریعت سنگلچی، ابوالفضل برقعی، حیدرعلی قلمداران و مصطفی طباطبایی (که هنوز در قید حیات است). در ایران، این چهره‌ها به وهابیت، دشمنی با علی و وفاداری به عمر متهم می‌شوند. در عربستان سعودی، سلطان معصوم خجندی نیز فعال بود و بر تعدادی از علمای حجاز تأثیر گذاشت. در مصر، چهره‌هایی مانند محمد عبده، مصطفی المراغی، محمود شاکر و سید سابق مشهور بودند. بر اساس تحقیقات من، جایگاه کلامی آنها بین سنی‌های ماتریدی و شیعیان زیدی قرار دارد و فقه آنها به مکتب مالکی نزدیک‌تر است. با این حال، آنها خود را پیرو هیچ مکتب فقهی یا کلامی خاصی نمی‌دانند. از جمله باورهای اصلی آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: تعادل بین عقل و وحی؛ تعادل بین کثرت وجود و وحدت وجود؛ تعادل بین جبر و اختیار (حد وسط)؛ آشتی «حسن و قبح عقلی» با «حسن و قبح شرعی»؛ و اعتقاد به مخلوق بودن قرآن. در مقابل، آنها نه به تحریف قرآن، نه به نسخ، نه به رجعت (حتی در مورد عیسی)، نه به شفاعت امامان، نه به طلب شفاعت و نه به افراط‌گرایی. آنها علی را بر سه خلیفه اول ترجیح می‌دهند و بر اساس تحقیقی که به عمر بن عبدالعزیز نسبت داده شده، قبول دارند که ابوبکر اشتباه کرده است. با این حال، آنها به عصمت علی و برتری مطلق او بر همه صحابه اعتقاد ندارند و همچنین به شهادت فاطمه نیز اعتقاد ندارند. آنها همچنین معتقدند که وحی به تدریج بر پیامبر نازل شده است و پیامبر در آغاز رسالت خود، تمام قرآن را نمی‌دانسته است. به طور خلاصه، این جنبش خود را شیعه، سنی، صوفی، معتزلی، وهابی یا بهائی نمی‌داند؛ بلکه از همه مکاتب فکری اسلامی - به جز بهائیت - الهام می‌گیرد و به آموزه‌های هیچ مکتب خاصی پایبند نیست.
 
در ادامه متن قبلی، شایان ذکر است که برخی از چهره‌های قرآنی همسو با جنبش اصلاح‌طلبی محمد عبده حذف شده‌اند؛ از جمله آنها می‌توان به امین احسن اصلاحی از پاکستان، احمد الکاتب از عراق و یوسف شعار از ایران اشاره کرد. این افراد، به همراه کسانی که قبلاً ذکر شدند، باید به صورت جمعی و مقایسه‌ای مورد مطالعه قرار گیرند تا تصویر دقیق‌تری از طیف قرآن‌پژوهان و رویکردهای آنها به فقه تطبیقی به دست آید. چنین مطالعه‌ای می‌تواند به طور قابل توجهی بر دیدگاه غالب در مورد رابطه بین متن، فقه و مکتب فکری تأثیر بگذارد. علاوه بر این، اختلافات اساسی بین خود این متفکران نیز قابل توجه است. به عنوان مثال، برخی مجازات ارتداد را محدود به موارد عصیان می‌دانند، در حالی که برخی دیگر، مانند سید سابق، آن را به طور کلی مجاز می‌دانند. این تنوع نظرات نشان می‌دهد که این جنبش صرفاً مقلد فقه امامیه یا سایر مکاتب کلاسیک نیست، بلکه حتی در درون خود نیز از الگوی تقلید متقابل پیروی نمی‌کند و بر تفسیر مستقل فردی تأکید دارد.
 
عودة
أعلى